ابن الصوفي النسابة

84

المجدي في أنساب الطالبيين

سياسي وتعصّبات قومي وملّى ( وشايد هم با نيّت خيرى كه بتوانند حكومت مطلوبى كه بر أساس قوانين قرآن وموازين اسلام مستقر شود تأسيس كنند ) با بنى اميّه در جنگ وستيز بودند ، ودولت أموي را بتمام معاني ناتوان كرده وبه آستانهء سقوط كشانده بودند ، « زر را زدند وبردند » « 1 » . از مقصود دور نشوم كه غرض از اين چند سطرى كه به عنوان تعيين مبناى عامل دوم تأليف كتب انساب عرض شد آن است كه از زمان سلطنت معاوية ، ودر طول دوران حكومت أموي ، بر اثر تبعيضات نژادى وقبيله‌اى كه بنى اميّه وعمّالشان بر مسلمانان اعمال مىكردند ، زمينه را براي هر گونه انتقاد وخرده گيرى بر « عرب » آماده ساخته بود ، ونه تنها ملل غير عرب به منظور مقابله ومبارزه با اين تبعيضات بلكه در مواردى بعضي از خود اعراب با مقاصد ناصواب ورذيلانه ( به شرحي كه ملاحظه خواهيد فرمود ) در مقام تنقيص وتخفيف اعراب بر مىآمدند ، وبا نشر كتب ورسائلي ، مثالب وعيوبى را بر عرب ومحاسن ومناقبى را بر خود نسبت داده وثابت مىكردند ، واز اين روى باب مفاخره ومباهات به نژاد وباليدن باستخوانهاى پوسيده أجداد بنحو گسترده‌اى باز شد . براي آنكه نمونه‌اى از اين موضوع را نشان بدهم ، وتأثير آن را در تدوين نسب‌نامه‌ها وتأليف كتب انساب بنمايانم ، آنچه را كه ابن النديم با جمال ولى وزير دانشمند أبو عبيد بكرى ( أديب وجغرافيادان مشهور قرن ششم ومؤلّف

--> ( 1 ) تا به آنجا كه گوئى اين بيت أبو عطاء سندى زبان حال بسيارى از مسلمين بوده كه : يا ليت جور بنى مروان عادلنا * وليت عدل بنى العبّاس في النار